ماندن یا رفتن

سلام

اینجا روستاست

هوای پاکیزه،امنیت ،آرامش و سکوت،هزینه های کمتر و تشریفات کمتر،صلح و صفای بیشتر و ...از الطاف روستانشینی است

اینجا آب هر چند کم ولی هست برق هست تلفن و گاز هم آمده ،مغازه و فروشگاه خوار و بار فروشی و لباس فروشی داریم علاوه بر اینها آرایشگاه زنانه و مردانه کم نیست یادم نره باشگاه ورزشی هم داریم در ضمن مسجد. و تکیه و زینبیه و فاطمیه و حسینیه و امام زاده هم الحمد الله هست.

اینهمه از داشته ها گفتم تا جای خالی نداشته ها رو پیدا کنم تا برسم به این سوال که چرا اغلب جوانان و خودم بارها و بارها شهرنشینی را به ماندن در روستا و زادگاهمان ترجیح می دهیم؟

و اینکه اکثر قشر مرفه و تحصیل کرده در شهر زندگی می کنند؟

شهر نشینی با هزینه های بیشتر شلوغی و آلودگی هوا سرو صدا فضای کم با کدامین جذبه همه را به سمت خود می کشد.

البته خودم نیز به خاطر شرایط کاریم دو سال اول زندگی متاهلی ام را در شهر گذروندم و الان 5ساله روستام.

شهرنشین امکان مولد بودن رو از ما میگیره و بیشتر باید مصرف کننده بود تا زندگی کرد .

تفریح در شهرنشینی کلی خرج داره و بدون پول کمتر میشه بین اونهمه تفریح و هیجان وامکانات خوش گذروند چیزی که روستایی جماعت با کمترین و گاها بدون هزینه خوشحال باشند.

شهر رنگ در رنگ خیالی رویای اکثر روستاییانی است که دنبال پیشرفت و امکانات هستند.

امکانات برای جوانان امروز فقط گاز و برق و تلفن نیست

باشگاه برای بانوان کلاس های هنری و زبان برای کودکان کلاس ژیمناستیک و تکواندو برای بچه ها رفتن به پارک و شهر بازی و استخر امروزه ذهن اکثر اهالی کوچک و بزرگ روستا را مشغول کرده و راه رسیدن به همه اینها رفتن است و ماندن یعنی

تماشای تلوزیون و سریالهای تکراری یا شبکه پویا صبح تا شب

نشستن مردان و زنان جوان در کوچه های خاکی و خشکیده روستا و صحبت از ازدواج دختر 12 ساله هم روستایی و قهر فلان زن کم سال روستا که با شغل شوهرش سازگار نیست

این روزها با قهر آسمان از زمین حال و هوای روستا و روستایی گرفته است دیگر خبر از شور شور جویبارها نیست جشمه رو به خشکی و باغ ها افتاداست

و اینجاست که شهر با رنگ ها و نیرنگ هایش آرزوی روستاست😳


/ 0 نظر / 10 بازدید