آرایشگر مطلقه

به نام اویی که می داند و ما ییم که نمی دانیم.

اینجا روستایی است کوهپایه ای مردمانش اکثرا کشاورز و دامدار و زنان اغلب خانه دار

گرماب من روستایی است پرجمعیت و مردمانش مهمان نواز و صمیمی و این روستا فرزندان تحصیل کرده کم ندارد ولی صد حیف که بیکاری جوانان با سواد ده انگیزه ادامه تحصیل فرزندانش را کم کرده است.

زنان اینجا همسرانی هستند که اغلب پا به پای مردانشان با دام و زمین آشنا شده و چه بسیار زنانی که به اجبار بی پولی و بی مسئولیتی همسر کارگر زمینهای دیگرانند.

زنان زادگاه من هرچقدر قدر عمر و زیبایی و سلامتی خود را نمی دانند ولی درعوض قدر پول و مال خود و همسرشان را به خوبی می دانند.

دلم به حال زنان دهمان می سوزد که چقدر زود و ناخواسته بزرگ می شوند و چقدر زود و ناخواسته پیر و پیرتر می شوند.

گرماب روستایی از توابع شهرستان فیروزه استان خراسان رضوی...

دخترکان روستای من اغلب هنوز ابتدایی و راهنمایی یا متوسطه اول را تمام نکرده اند ازدواج می کنند و اکثر این کودکان ندانسته و از سر جهل جماعت و فرهنگ کجیده ی پشت کوهی مان خوشحالند و شاید ذره ای از آنچه بر سرشان آمده را درک نکنند انگار در رویا هستند و چه رویای کوتاه و شیرینی...

و اندوه آنجا فراوان است که دختران کوچک ده وقتی دوران رویایی محبت و عشق دوطرفه نامزدی و دوران عقدشان فروکش کرده و مسئولیت های ازدواج و محدودیت هایش به میان آمد کودکانه پا پس کشیده و به دامان محبت مادرها پناهنده می شوند!

نه محبت مادر و نه حکومت پدر و نه نصیحت اقوام شاید ذره ای نتواند کودکی طفل را اثرگذار شود و اینگونه می شود که باید دندان لق را کند و دور انداخت!

طلاق

خانه های گرماب به جرات می گویم شاید یکی در میان رنگ و بوی طلاق را دارد و چه آسان می شود سهل

انگار طلاق تنها حلالی که عرش خدا را می لرزاند نه تنها زشت نیست، بلکه حقی است بر همگان اما به چه قیمتی؟

یکی از دخترکان ده را می شناسم که در اوایل نوجوانی ازدواج کرده و در دوران عقد جوان شد و حال که بزرگ شده و خود مادر دخترکی است نمی دانم چرا نمی سازد و طفل معصومش را رها کرده و به دامان مادرش پناهنده شده!

می گویند شغل او آرایشگریست که عامل اختلاف با همسرش شده ،شاید ؟نمی دانم ولی ای کاش لحظه ای که در دامان محبت مادرمان هستیم طفلمان بی مادر بر سایه دیوار کجی پناهنده نباشد.

ای کاش دختران ده من در کودکیشان فارغ از جهل جماعت در خاله بازی ها و دویدن ها و پریدن هایشان کودکی کنند.

ای کاش دخترکان روستایم تا فرصت دارند کودک بمانند وقتی بزرگ شدند،همسر شدند،مادر شدند کودکانه ها را کنار گذاشته و بدانند که در دامان مادر محبتی است که باید یاد گرفت و به خانه همسر برد و به فرزند هدیه داد .



/ 1 نظر / 94 بازدید
hadimonfared

دمت گرم و دلت خوش باد ... سپاس